حس خوب

مشكوك به حاملگي...
چه حس شيريني است مادر شدن. اصلا قبل از مادر شدن همين باردار شدن هم عالم زيبايي دارد. 
دو روزه حالت تهوع دارم. البته به نظرم بيشتر به خاطر خوردن غذاهاي جورواجور و مهمتر از همه هواي بسيار آلوده تهرانه. خدا به ما رحم كند كه نفس ميكشيم تو اين هوا...

سر به مهر

دیشب رفتیم سینما فرهنگ. 6 تایی. فیلم سر به مهر. بازی لیلا حاتمی خیلی خوب بود. دختر تحصیلکرده و مجرد شهرستانی و ... . شاید که نه حتما همین فیلم باعث شد که من دوباره بیام اینجا بعد مدتها دوری...

زندگاني

ديشب و امروز سخت گذشت. مخصوصا ديشب. دلم براي علي م خيلي سوخت.

 امروز بعد كار هم كه رسيد خونه همينطور. دلم آتيش گرفت. خدايا عليرضا رو برام نگه دار.

 خوشبخت و خوش در کنار هم...

چرا برخی دعاهای ما مستجاب نمی‌شود؟


 دعا نشان از فروتنی، تواضع، خاکساری، خشوع و خضوع به درگاه موجودی عزیز و مقتدر، توانا و بلند مرتبه است در مقام دعا باید دانست که «من» هیچ نیست و هر چه هست«اوست» باید باور کرد که من مخلوقم و او خالق من ذلیلم و او عزیز.

ادامه نوشته

عروج عارفانه 4 زائر رضوی در شب شهادت امام رضا عليه السلام


خبر كوتاه بود " چهار جوان اهوازی كه در يك مجتمع در حال بازسازي در مشهد الرضا عليه السلام اقامت داشتند، بر اثر گاز گرفتگي جان خود را از  دست دادند" و اين خبر همراه بود با تصاويري غم انگيز از آن چهار جوان كه چهره‌اي حزب اللهي داشتند.


ادامه نوشته

انتظار


عزیزی را منتظرم که قرنهاست گرگها هرگز به او دست نیافته و نخواهند یافت

یوسفی را.....

اگر دلت گرفته به این شماره زنگ بزن!

از سایت رجا این مطلب قشنگ رو اینجا میذارم که هر موقع دلم گرفت برم امام رضا. یا امام مهربانم قربان صفای حرمت. بطلب به پابوسیت بیایم.


این روزها داشتن یک دوست خوب و آدم مطمئنی که حرف دلت را بشنود، نعمت بزرگی است و باید قدر آن را دانست. آیا تاکنون فکر کرده‌ایم که در اوج لحظه‌های تنهایی، چه کسی می‌تواند آرامش‌بخش زندگی باشد؟

به گزارش فارس، دیروز خیلی کلافه بودم. دلم می‌خواست با یک نفر حرف بزنم. داشتم توی گوشی‌ همراهم شماره آدم‌ها رو نگاه می‌کردم که چشمم به اسم یکی یکی از دوستان افتاد. پیامکی زدم و گفتم دلم گرفته، پاسخ داد: 
 
«این که غصه نداره! به این شماره زنگ بزن، فقط نپرس کیه که نمی‌گم. اگر زنگ بزنی خیلی خوشحال می‌شه، سلام من رو هم برسون».
 
اولش دو دل بودم اما دل را زدم به دریا و شماره‌ای که نوشته شده بود را گرفتم. صدایی آن سوی خط گفت: «زائر گرامی! پس از عرض سلام به محضر مبارک امام رضا علیه‌السلام، به روضه منوّره مرتبط خواهید شد، اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی(ع).»
 

ارتباط با حرم مطهر امام رضا(ع) شماره تلفن: 05112003334
 
احساس می‌کرم دستانم به پنجره فولاد رضا علیه‌السلام گره خورده است و حضرت از پشت شبکه‌های پنجره فولاد، دستان مرا به گرمی می‌فشارد.
 
دیگر بهتر از این نمی‌شد، ذوق‌زده شده بودم! تجربه این لحظه ناب، شگفتی خاصی برایم داشت و شاید آرزوی هر عاشقی باشد که بخواهد عاشقانه و عارفانه با مولای خویش سخن بگوید. انگار امام رئوف داشت حال مرا می‌پرسید...
 
این صدای من نبود که می‌آمد، صدای دلم بود که داشت با پنجره فولاد ثامن الحجج علیه‌السلام درد دل می‌کرد.
 
یا ضامن آهو! ما که از آهو کمتر نیستیم، دعا کن برایمان که دل در گرو مهر تو بسته‌ایم.

گناه

البته انسان موجودی است که می‌تواند گناه بکند؛ نه این که باید گناه کند. از این رو، انسان باید ابزار و وسایل گناه یعنی شهوت و غضب را در اختیار داشته باشد و شهوت و غضب هم احتیاج به محرّک دارد؛ زیرا شهوت و غضب، انسان را به گناه دعوت نمی‌کند؛ بلکه انسان را به اطفای غریزه دعوت می‌کند و اطفای غریزه، هم راه حلال دارد و هم راه حرام؛ آنکه انسان را به طرف حرام و گناه و فساد سوق می‌دهد، شیطان است. با توجه به مطالب گذشته چند نکته مشخص می‌شود: 1-‌ اگر انسان موجودی بود که اصلاً گناه نمی‌کرد و همسان فرشته بود، مساله دین و شریعت و نبوت و رسالت برای جامعه بشری تحقق پیدا نمی‌کرد و اگر این امور محقق نمی‌شد، خیرات فراوانی که از این راه به دست می‌آید حاصل نمی‌شد. 2-‌ فرق انسان و فرشته این است که فرشته دارای حد معیّنی است که از آن حد فراتر نمی‌رود؛ ولی انسان دارای حد و مرز خاصی نیست؛ بلکه می‌تواند به مقام ولایت مطلق و کلی سِعی برشد. 3-‌ اگر انسان شهوت و غضب دارد، این‌ها ابزار گناهند و نه مبدأ فاعلی گناه. 4-‌ در جهان تجرّد محض و عقلی، ابزار گناه وجود نداردو اگر شیطان گناه کرد، چون دارای تجرّد خیالی و وهمی بود؛ نه تجرّد عقلی که حضور و شهود محض است.

بهجت عارفان

گدازنده تر از غم سيّدالشهدا عليه السّلام


 فرمایشات آیت الله بهجت«قدّس سرّه»

وقتى تأمّل مى كنيم مى بينيم همه  ى قضاياى امام حسين ـ عليه السّلام ـ در يك روز واقع شد و وقتى مردم كوفه و بصره از قضيّه ى قتل آن حضرت ـ عليه السّلام ـ مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ ، خدا مى داند كه اهل ايمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى كه گويا باورشان نمى شد. در طول اين مدّت دل اهل ايمان خون بود. امّا ما بيش از هزار سال است كه گرفتاريم و حضرت حجّت ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بيايد و او را حبس كرده اند. آيا حبسى از اين بالاتر كه نتواند خود را در هيچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى كند!

در اين ما فوق هزار سال كه آن حضرت در زندان است، خدا مى داند كه قلوب اهل ايمان چه قدر خون است. آيا شايسته است كه حضرت غائب ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ در مصايب و گرفتارى شبيه قضيّه ى حسين بن على ـ عليه السّلام ـ به اين مدّت طولانى گرفتار باشد و ما برقصيم و شادى كنيم؟!

شرمسار


یا حسین

ببخش مرا و بگذر

رویا

قبل از اذان صبح بود. همزمان با اذان صبح شد خواب شهید را دیدم.

با این چهره

عرفه، قم، شیدایی...

پنجشنبه دعای عرفه دانشگاه تهران حاج آقا پناهیان، حاج آقا خیلی ارادت داریم. خدا حفظت کنه. تو حال آدم رو خوب میکنی. با اینکه عرفه طولانی بود و یکجا نشستن خسته کننده اما شیرینی‌ای داشت که با هیچ چیز قابل مقایسه نبود. انگار تو خود عرفات باشیم. خدایا قسمت کن عرفات و کربلا را.

هیچ وقت حالم به اون اندازه خوب نشد که شد... امیدوارم بماند با من، بی گناه


شب زنعمو زنگ زد گفت ما فردا قم میریم تو هم بیا. چون طلبیده شدم قبول کردم من نبودم که باید قبول میکردم صدا زده شده بودم. فردا حدود 7 صبح عازم قم شدیم. در هوای باران خورده و خیس... و حال خوبی که با من بود. با اینکه شب قبل بیشتر از چهارساعت نخوابیده بودم با این حال خسته نشدم. 

خیلی خوش گذشت.



عقدکنان

دیروز نیمه ماه مبارک رمضان برابر با تولد امام حسن مجتبی (ع) و 14 مرداد 91 عقد مریم

در منزلشان با آقا مسعود بسته شد.


امروز بیست و پنجمین سالگرده.

تو سایت شهید یک ویژه نامه به همین مناسبت تهیه شده. 

خودتون میدونین که چقدر آرزو داشتم بیام سر مزار و تو برنامه سالگردتون شرکت کنم. اما شرایط رو که می بینید، نشد. اما انشالله اگر زنده باشم هر زمانی که بتونم برای یکبار هم که شده باید بیام و اونجا رو از نزدیک ببینم.

حضور شما رو اونجا بهتر میشه احساس کرد...

استاد فروغی

میلاد امام حسن مجتبی(ع)؛ رمضان به نیمه رسید و چه زود گذشت.

خیلی تصادفی با صدای روحانی و زیبای استاد مهدی فروغی برخوردم. لطف خدا بوده بی شک. تو آپارات تلاوت‌های عفاسی رو گوش میدادم که ترتیل آقای فروغی تو حرم حضرت معصومه رو که زیبا خوانده بود رو نمایش داد و گوش دادم و ...  به تعبیر دوستان بلبل بهشتی لقبش دادند و بحق شایسته این لقب.

خوشا به حالش چه صدای آسمانی و روح بخشی داره. نعمت کمی نیست.

چند روزه یه سره از صبح که میام تلاوت هاشون رو که از سایت دانلود کردم گوش می‌کنم.

و تو خونه که دلم جای امن و پر از آرامش می‌خواد...


عطر دوباره شما

پنجشنبه این هفته 12 مرداد مراسم سالگرد شهید بابایی تو قزوین برگزار میشه. 


کاش میتونستم برم... اگر فامیل نزدیکی تو قزوین داشتم حتما می‌رفتم...

برام دعا کن. شما بهترین جای ممکنی که لیاقتش رو دارید هستید. کم لایقم، خیلی گناهکارم شما به بزرگی خودت ما رو ببخش و برای یکی کمتر از دخترت دعا کن.

یا خدا...

وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا

و هر کس تقواى الهى پيشه کند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مىیکند.

فراموشی

حسین جان از تو که دور می‌شوم، از خودم دور می‌شوم

تو مرا ترک نکرده‌ای من تو را ترک می‌کنم و آواره می‌شوم

مراقبم باش تو را و خودم را فراموش نکنم

تو را و رقیه‌ات را فراموش نکنم

تو را و علی اکبرت، علی اصغرت را فراموش نکنم

تو و ابوالفضلت را فراموش نکنم

اسمش را که می‌آورم خدا رو شکر که دلم می‌لرزد و اشکم جاری. که هنوز هم جای امیدی هست که شما و اهل بیتت را دوست می‌دارم. 

من سگ دست بسته و پا بسته کوی شمایم، من بی‌آبرو تر و حقیر تر از آنم که مرا صدا کنید و نگهم دارید. اما من رو سیاه جز در خانه شما کجا پاسبانی دهم و نگهبان دلم باشم. من آلوده کجا جز به آبروی شما، آبرویی داشته باشم. کجا جز از شما انتظار رحمت و بزرگواری داشته باشم. من تا به ابد داغدار و عزادار شما و خاندان شما خواهم بود که لااقل روز محشر حتی به مقدار ناچیزی رویم از شما شرمگین نباشد.

مرا نرانید...

فاطمه رفت. از غصه دلم میخواد بترکه.             خدایا کمک کن،‌ یه راه چاره جلوی پامون بذار.

گفت و ...

شهید بابایی؛ این روزا حال خوبی دارم . احساس بهتری نسبت به روزای قبل دارم، که ناشی از ترک گناه و نزدیکی ببشتر به خدا بوده.

چیزهایی هست که نمی‌دانی...

کانون سینما دانشگاه شریف فیلم چیزهایی... رو ساعت 16 امروز پخش میکنه. به قول متصدی پخش بلیط، مفتکی! پخش میکنن.

سالن آمفی تئاترمرکزی.

فردای دیدن فیلم:

خوب نبود. هوای گرم و بدون تهویه، ازدحام،‌ خستگی و کمی سردرد (بر اثر گرمی هوا،‌ قبلش خوب بودم)،‌ نامطلوب بودن پرده پخش،‌ صحنه‌های متعدد تاریک فیلم و ...

... نباید می‌رفتم.

درس و درس و ...

خیلی درس دارم. خیلی هم دست و دلم و البته ذهنم به سمت درس نمی‌بره.

خب سخت هم هست. خدا این ترم رو ختم به خیر بگذراند.

Book Fair

نمایشگاه کتاب از امروز رسماً شروع به کار کرد.

از ساعت 10 صبح الی 20.

و تا 23 اردیبهشت ادامه خواهد داشت.

آب نطلبیده مراد است؟

آب نطلبیده مراد است. تعارف کردن آب به کسی که اظهار تشنگی نکرده به فال نیک گرفته می‌شود و برای شخصی که آب را تعارفش کرده‌اند شگون دارد. ــ این شخص، حتی اگر تشنه هم نباشد جرعه‌یی از آن آب می‌نوشد، یزید را لعنت می‌کند و از صدق دل می‌گوید:

«الهی خدا مراد همه‌ی مسلمان‌ها را برآرد!».

"سالن غذاخوری سلف، نبودن نمک، خانمی که آب داد! هفته سوم فروردین

کتاب

نمایشگاه کتاب اردیبهشت برگزار میشه. تاریخ دقیق رو خبر ندارم. از اونجایی که دانشجو می‌باشیم،می تونم از بن کتابی که در اختیار دانشجویان گذاشتند استفاده کنم. با دریافت 20هزار ناقابل،‌ بن 40هزار قابل دریافت میکنیم برای خرید کتاب. چقدر خوش بگذرد انشالله...

بی‌نهایت می‌شوم وقتی از تو انتگرال می‌گیرم...

عید

تعطیل شدم تا 14 فروردین 1391


ادیبانه

بدون‌ در نظر گرفتن بایدها و شایدها، باید گفت که در زندگی برای زیستن شایدی نیست و ما آمده‌ایم که زندگی کینم

مدق

کتاب منوچهر مدق از سری کتابهای اینک شوکران را قبلا خونده بودم، با توجه به شرایط حالی و مناسبتی دلم دوباره و از امروز می‌خونمش.

عمو (با اندکی تأخیر)

عمو مهدی در انتخابات مجلس نهم پیروز شد.

یک لینک در رجا

و متاسفانه ما؛ من و فاطمه و بابا سهمی در پیروزی عموجان نداشتیم. فقط تونستیم‌دعا کنیم.

تهران بودیم و هستیم فعلا...